|
25 - دادرسى على (عليه السلام ) از مردم
روزى بر اثر شدت بارندگى آب نهر فرات در كنار كوفه طغيان كرد، به طورى كه مردم به
ترس و هراس غرق شدن افتادند، با حال اضطراب به حضور على (عليه السلام ) آمده و
جريان را به عرض رساندند، اميرالمؤ منين (عليه السلام ) سوار بر استر رسول خدا (صلى
الله عليه وآله ) شد و همراه مردم كنار آب فرات آمدند، على (عليه السلام ) از مركب
پياده شد و وضو گرفت و به نماز مشغول شد و سپس دعاهائى خواند كه بسيارى از حاضران
آن را شنيدند، آنگاه نزد آب فرات آمد با چوبى كه بر دست داشت به صفحه آب زد و
فرمود:
به اذن و خواست خدا كم شو.
آب بى درنگ فرو نشست به گونه اى كه ماهيان عمق آب آشكار شدند بسيارى از آنها بر على
(عليه السلام ) به عنوان اميرالمؤ منين سلام كردند، ولى دو صنف از ماهيان ، سخنى
نگفتند كه ماهى جرى و مارماهى بودند.
مردم حيرت زده شدند، و از آن حضرت درباره نطق بعضى از ماهيان و سكوت بعضى ديگر سوال
كردند.
امام فرمود: خداوند ماهيانى كه حلال هستند به نطق در آورد ولى مهر سكوت بر ماهيانى
كه حرام و ناپاكند گذاشت .
(41)
|